آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

27فروردین 91

1391/1/27 10:54
نویسنده : مامان نسرین
314 بازدید
اشتراک گذاری

            

امروز برای کارهای گذرنامه رفتیم پلیس+10. تو دفتر تا آویسا خانوم تونست شیطنت کرد.بیرون بارون می اومد و هوا هم سرد بود. خلاصه کارهامون انجام دادیم و راهی اداره مامانی شدیم.موقع خداحافظی بابایی دختر عسل خیلی بی تابی می کرد.وارد مهد که شدیم شروع کرد به گریه. هر کاری می کردم آروم نمی شد. خاله رویا آویسا رو برد تو کلاسش اما بچه ام اصلاً آروم نمی گرفت.آویسا جونم خیلی حالم بدشده بود. پشت در کلاس نزدیک بود از حال برم.وقتی اومدم اداره زنگ زدم به خاله سهیلا و ازش خواستم تو رو ببره تو کلاس قبلی. خاله هم گفت که تو رو آورده و خاله سمیه داره بهت فرنی میده.یه ذره آروم شدم.آویسای مهربونم!دوستت دارم مامانی.منو ببخش از اینکه پیشت نیستم. از خدا می خوام مراقب گلم باشه. مهربونم! دوستت دارم...

                                     

niniweblog.com

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان دانیال
28 فروردین 91 8:25
آخی. می دونم چه حالی داشتی عزیزم. امیدوارم آویسا همیشه شاد و سرحال باشه


مرسی خاله جون
خاله فرزانه
28 فروردین 91 11:33
خدا همه مامانها رو برای بچه هاشون حفظ کنه .


بله خاله جونی خدا شمارو هم برای مادرتون نگهداره